هيچ چيزي در زندگي به خودي خود داراي معنا نيست. اين شماييد كه به آن معنا مي دهيد
.
يكي از شگفتي هاي وجود انسان اين است كه ميتواند براي هر واقعه چنان اهميتي قائل شود كه نيروبخش ويا نابودكننده باشد
همة ما قادريم هر واقعه اي را طوري معني كنيم كه اميدوار كننده و نيروبخش باشد
اگر ايمان داشته باشيد كه »من در هر شرايطي، راهي براي رفع گرفتاري ها پيد ا ميكنم «، خواهيد ديد كه در سخت ترين حوادث نيز به شكل مناسبي عمل مي كنيد
نبوغ واقعي اين است كه با تقويت ايمان و اعتقادات سازنده، نيروهاي عظيم دروني خود را فعال كنيم
شايد گفتة اينشتين از همه بهتر باشد كه »تصور، نيرومندتر از علم است« بارها ثابت شده است كه مغز ما نمي تواند ميا ن آنچه كه عملاً اتفّاق مي افتد وآنچه كه به روشني به تصور درميآوريم تفاوتي قائل شود
مهم ترين پايه هاي موفّقيت پيشگامان جامعه در این است که علي رغم تجارب ناموفّق قبلي، مرتبّاً در ذهن خود كسب نتايج دلخواه را مجسم مي سازند بدين ترتيب احساس اطميناني در خود به وجود مي آورند كه سبب مي شود نيروهاي خود را فعال كنند و توانايي هاي واقعي خود را به كار گيرند
اگر قرار باشد كه اشتباهي بكنيد، بهتر است اشتباهتان اين باشد كه به قابليت هاي خود، بيش از حد بها دهيد، زيرا ممكن
است همين امر، موجب موفّقيتتان شود
به خاطر داشته باشيد كه: »اين نيز بگذرد. « اگر پشتكار داشته باشيد، هميشه راهي پيدا خواهيد كرد
هرگز مشكلات را به شخص نسبت ندهيد. مشكلات را وسيله اي براي كسب تجربه در نظر بگيريد و با استفاد ه از اين
تجارب، راه خود را به سوي هدف باز كنيد و به خاطر وجود مشكلات، ممنون و شكرگزار باشيد
آدمي براي خوشبخت بودن، بايد احساس كند كه دائماً در حال رشد است و براي موفّق شدن در دنيا ي بازرگاني امروز ،
شركت ها بايد به طور مداوم پيشرفت كنند.
نخستين فرق ميان افراد موفّق و ناموفّق چيست ؟ موضو ع بسيا ر ساد ه است: افرا د موفّق سؤالا ت بهتري از خود پرسيده اند و در نتيجه پاسخ هاي بهتري نيز گرفته اند
روابط شخصي افراد ، هنگا مي شكوفا ميشود كه پرسش هاي صحيحي دربارة علّت بروز اختلاف و نحوة حمايت از يكديگر مطرح كنند، نه اينكه راه هايي براي آزردن يكديگر بينديشند. جوامع نيز هنگامي به رفاه مي رسند كه رهبرانشان دربارة مهم ترين مسائل و نحوة همكاري افرا د جامعه براي رسيدن به هدف هاي مشترك، سؤالات صحيحي طرح نمايند
بحثي نيست كه ظرفيت مغز ما شگفت انگيز است. در واقع اگر بخواهيم كامپيوتري بسازيم كه ظرفيت نگهداري اطّلاعات
آن به اندازة مغز انسان باشد، چنين كامپيوتري به اندازه دو برابر ساختمان مركز بازرگاني جهاني به فضا احتيا ج خواهد
داشت. با وجود اين، اگر ندانيم چگونه به منابع ذهني خود دسترسي پيدا كنيم و از ذخاير عظيم اطّلاعاتي خو د بهره مند
شويم، آن همه ظرفيت مغزي بي فايده خواهد بود. كليد دستيابي به اين بانك اطّلاعاتي چيست؟ »نيروي بي چون و چراي
پرسش«. علّت اينكه نمي توانيم از تجارب خود استفاده كنيم غالباً ضعف حافظه نيست، بلكه علّتش آن است كه سؤالا ت
صحيحي از خود نمي كنيم تا نيروهاي ما را فعال سازد
بروز مشكلات، به خودي خود چندان مهم نيست، بلكه واكنش شما درهنگام بروز مشكل داراي اهميت است.
در موقعيت هاي دشوار زندگي، از خود بپرسيد: »آيا ده سال ديگر هم اين موضوع اهميت خواهد داشت«
هنگام برخوردهاي شخصي و بگو مگو با اشخاص، از خود بپرسيد: » چه عامل ديگري ممكن است باعث ناراحتي اين شخص شده باشد و من چگونه مي توانم به او كمك كنم؟ و اين پرسش باعث مي شود كه اختلافات، به سرعت حل شود وبتوانيد محبت خود را ابراز كنيد
نوع بشر قدرت چشم پوشي و فراموشي عجيبي دارد. در هر لحظة معين امور بي شماري هست كه مي تواند مورد توجه ما قرار گيرد، اما فقط مي توانيم به چند مورد به طور آگاهانه ، متمركز شويم
در جستجوي هر چيزي كه باشيم ، هما ن راخواهيم يافت
به خاطر داشته باشيد،هرچه را بجوييد همان را مي يابيد متوجه باشيد كه در جستجوي چه چيزي هستيد. اين كه چه
كاري را ممكن و چه كاري را غيرممكن بدانيم، بسته به سؤالاتي است كه از خود مي كنيم. كلما ت خاص و ترتيبي كه از
آنها استفاده مي شود باعث مي شود كه بعضي امكانات را در نظر نگيريم و يا بعضي از امكانات را كاملا مسلّم بپنداريم. مثلاً
وقتي مي پرسيد: »چرا من هميشه كارها را خراب مي كنم؟ « به طور ناخواسته فرضيه اي را قبول كرده ايد و آن اين است كه
واقعاً كار را خراب مي كنيد، در حالي كه ممكن است واقعاً چنين نباشد
در حال حاضر در زندگي من چه چيزي باعث خوشحالي است؟ چه چيزي مرا راضي مي كند؟ نسبت به آن چه احساسي دارم؟
در حال حاضر چه چيزي در زندگي من ماية شور و هيجان است؟ كدام جنبة آن مرا به هيجان مي آورد؟ نسبت به آن چه احساسي دارم؟
در حال حاضر در زندگي خود به چه چيزي افتخار مي كنم؟ چه جنب هاي از آن ماية افتخاراست ؟ نسبت به آن چه احساسي دارم؟
در حال حاضر در زندگي خود نسبت به چه چيزي شكرگزارم؟
در حال حاضر در زندگي خود از چه چيزي لذّت مي برم؟ كدام جنبة آن لذّت بخش است؟ نسبت به آن چه احساسي دارم؟
در حال حاضر در زندگي خود به چه چيزي پايبندم؟
كدام جنبة آن مرا متعهد مي سازد ؟ نسبت به آن چه احساسي دارم؟
چه كسي را دوست دارم؟ چه كسي مرا دوست دارد؟ چه چيزي عشق آفرين است؟ نسبت به آن چه احساسي دارم؟
تنها چيزي كه نيروي پرسش را محدود مي سازد،عقايد ما دربارة امور ممكن و غيرممكن است.
يكي از اعتقادات اساسي كه تأثير مثبتي بر سرنوشت من داشته است، اين است كه اگر من به پرسيدن ادامه دهم، مسلّماً پاسخ لازم را خواهم گرفت.
پاسخ هميشه پيدا مي شود. كافي است سؤا ل صحيحي را مطرح كنيم.
است همين امر، موجب موفّقيتتان شود
به خاطر داشته باشيد كه: »اين نيز بگذرد. « اگر پشتكار داشته باشيد، هميشه راهي پيدا خواهيد كرد
هرگز مشكلات را به شخص نسبت ندهيد. مشكلات را وسيله اي براي كسب تجربه در نظر بگيريد و با استفاد ه از اين
تجارب، راه خود را به سوي هدف باز كنيد و به خاطر وجود مشكلات، ممنون و شكرگزار باشيد
آدمي براي خوشبخت بودن، بايد احساس كند كه دائماً در حال رشد است و براي موفّق شدن در دنيا ي بازرگاني امروز ،
شركت ها بايد به طور مداوم پيشرفت كنند.
نخستين فرق ميان افراد موفّق و ناموفّق چيست ؟ موضو ع بسيا ر ساد ه است: افرا د موفّق سؤالا ت بهتري از خود پرسيده اند و در نتيجه پاسخ هاي بهتري نيز گرفته اند
روابط شخصي افراد ، هنگا مي شكوفا ميشود كه پرسش هاي صحيحي دربارة علّت بروز اختلاف و نحوة حمايت از يكديگر مطرح كنند، نه اينكه راه هايي براي آزردن يكديگر بينديشند. جوامع نيز هنگامي به رفاه مي رسند كه رهبرانشان دربارة مهم ترين مسائل و نحوة همكاري افرا د جامعه براي رسيدن به هدف هاي مشترك، سؤالات صحيحي طرح نمايند
بحثي نيست كه ظرفيت مغز ما شگفت انگيز است. در واقع اگر بخواهيم كامپيوتري بسازيم كه ظرفيت نگهداري اطّلاعات
آن به اندازة مغز انسان باشد، چنين كامپيوتري به اندازه دو برابر ساختمان مركز بازرگاني جهاني به فضا احتيا ج خواهد
داشت. با وجود اين، اگر ندانيم چگونه به منابع ذهني خود دسترسي پيدا كنيم و از ذخاير عظيم اطّلاعاتي خو د بهره مند
شويم، آن همه ظرفيت مغزي بي فايده خواهد بود. كليد دستيابي به اين بانك اطّلاعاتي چيست؟ »نيروي بي چون و چراي
پرسش«. علّت اينكه نمي توانيم از تجارب خود استفاده كنيم غالباً ضعف حافظه نيست، بلكه علّتش آن است كه سؤالا ت
صحيحي از خود نمي كنيم تا نيروهاي ما را فعال سازد
بروز مشكلات، به خودي خود چندان مهم نيست، بلكه واكنش شما درهنگام بروز مشكل داراي اهميت است.
در موقعيت هاي دشوار زندگي، از خود بپرسيد: »آيا ده سال ديگر هم اين موضوع اهميت خواهد داشت«
هنگام برخوردهاي شخصي و بگو مگو با اشخاص، از خود بپرسيد: » چه عامل ديگري ممكن است باعث ناراحتي اين شخص شده باشد و من چگونه مي توانم به او كمك كنم؟ و اين پرسش باعث مي شود كه اختلافات، به سرعت حل شود وبتوانيد محبت خود را ابراز كنيد
نوع بشر قدرت چشم پوشي و فراموشي عجيبي دارد. در هر لحظة معين امور بي شماري هست كه مي تواند مورد توجه ما قرار گيرد، اما فقط مي توانيم به چند مورد به طور آگاهانه ، متمركز شويم
در جستجوي هر چيزي كه باشيم ، هما ن راخواهيم يافت
به خاطر داشته باشيد،هرچه را بجوييد همان را مي يابيد متوجه باشيد كه در جستجوي چه چيزي هستيد. اين كه چه
كاري را ممكن و چه كاري را غيرممكن بدانيم، بسته به سؤالاتي است كه از خود مي كنيم. كلما ت خاص و ترتيبي كه از
آنها استفاده مي شود باعث مي شود كه بعضي امكانات را در نظر نگيريم و يا بعضي از امكانات را كاملا مسلّم بپنداريم. مثلاً
وقتي مي پرسيد: »چرا من هميشه كارها را خراب مي كنم؟ « به طور ناخواسته فرضيه اي را قبول كرده ايد و آن اين است كه
واقعاً كار را خراب مي كنيد، در حالي كه ممكن است واقعاً چنين نباشد
پرسش هاي نيرو بخش صبحگاهي
در حال حاضر در زندگي من چه چيزي باعث خوشحالي است؟ چه چيزي مرا راضي مي كند؟ نسبت به آن چه احساسي دارم؟
در حال حاضر چه چيزي در زندگي من ماية شور و هيجان است؟ كدام جنبة آن مرا به هيجان مي آورد؟ نسبت به آن چه احساسي دارم؟
در حال حاضر در زندگي خود به چه چيزي افتخار مي كنم؟ چه جنب هاي از آن ماية افتخاراست ؟ نسبت به آن چه احساسي دارم؟
در حال حاضر در زندگي خود نسبت به چه چيزي شكرگزارم؟
در حال حاضر در زندگي خود از چه چيزي لذّت مي برم؟ كدام جنبة آن لذّت بخش است؟ نسبت به آن چه احساسي دارم؟
در حال حاضر در زندگي خود به چه چيزي پايبندم؟
كدام جنبة آن مرا متعهد مي سازد ؟ نسبت به آن چه احساسي دارم؟
چه كسي را دوست دارم؟ چه كسي مرا دوست دارد؟ چه چيزي عشق آفرين است؟ نسبت به آن چه احساسي دارم؟
تنها چيزي كه نيروي پرسش را محدود مي سازد،عقايد ما دربارة امور ممكن و غيرممكن است.
يكي از اعتقادات اساسي كه تأثير مثبتي بر سرنوشت من داشته است، اين است كه اگر من به پرسيدن ادامه دهم، مسلّماً پاسخ لازم را خواهم گرفت.
پاسخ هميشه پيدا مي شود. كافي است سؤا ل صحيحي را مطرح كنيم.

No comments:
Post a Comment